سود اقتصادی و تعیین ارزش دارائی

مفهوم سود جامع که در تخصیص تغییرات در ارزشهای عادلانه فراتر از حوزه سود خالص یا عواید بکار می رود ،همیشه منعکس کننده تمام افزایش ها در سرمایه نیست بجز افزایش هایی که توسط معاملات مالکان ایجاد شده . درحالیکه ارزیابی دارائی به تغییرات تحقق یافته درقیمت گسترش یافته است ، اما می توان گفت که مفهوم قدیمی سود در حسابداری شرکتی بدون هیچ تغییری در ماهیت خود جانشین شده است .

برای درک این مطلب ،بررسی ویژگی های سود حسابداری از لحاظ مفهوم سود اقتصادی بر اساس تغییرات در ارزش دارائی ضروری است ،بجای اینکه  از مفاهیم سود خالص و سود جامع شروع کنیم . بطور کلی ،سود در زمینه اقتصادی ، افزایش خالص در ارزش دارائی های نگهداری شده است . صرف نظر از تغییرات در ارزش پول فدارنده دارائی ها به عنوان بدست آورنده سود درنظر گرفته می شود از این حیث که ثروت تحت کنترل او افزایش یافته است . ارزش دارائی های ذکر شده دراینجا به عنوان ارزش فعلی جریان وجوه نقد تعریف می شود که انتظار میرود در آینده تولید شود و با هزینه سرمایه کنترل یابد . بنابراین اگر نتایج توسط مالک سرمایه تغییر کند ،ارزش دارائی های مالک لزوما معادل قیمت بازار نیست که بازیافت میانگین انتظارات بازار است . اگر ارزش یک دارائی بر اساس نتایج مورد انتظار پایین تر از قیمت بازار باشد آن دارائی فورا بطور کلی سلقط می شود .اگر مازاد ارزش دارائی را به دارنده آن بالای «سر قفلی » قیمت بازار فرا خوانی کنیم ، تنها دارائی با سر قفلی مثبت می تواند ادامه پیدا کند به همین ترتیب تمام دارائی های نگهداری شده باید سر قفلی مثبت در سر رسید تراز نامه داشته باشند یعنی همه یک ارزش خاص داشته باشند که بیشتر یا برابر با قیمت بازار باشد . پس دارائی ها را می توان به دو بخش تقسیم کرد دارائی های که سر قفلی مثبت دارند و دارائی های که سر قفلی ندارند ، یعنی دارائی هائی با ارزش بیشتر از قیمت بازار و دارائی هائی با ارزش برابر با قیمت بازار . مثالهایی از گروه اول شامل دارائی های عینی در تجارت می باشند . در دارائی های مشهود یا عینی که شامل تجهیزات سرمایه ای هستند ، مالکان مختلف نتایج آتی مختلفی را انتظار دارند ، به دلیل تفاوت در منابع جمع آوری شده مالکان مثل توانایی و دانش . بنابراین ارزش دارائی های عینی با مالکان تغییر می کند . در چنین موقعیت های ، انتظار می رود که نتیجه فراتر از انتظار میانگین بازار رفته و ارزش استفاده یک دارائی فراتر از قیمت بازار باشد (یعنی وجود سر قفلی مثبت) ، همچنین به معنی نفص بازار ها برای دارائی های عینی است از طرف دیگر دارائی های گروه دوم ، که قیمت آن ها برابر با قیمت بازار است ، دارائی های مالی اند . دارائی های مالی جریانهای نقدی یکسانی  را برای همه ایجاد می کنند ، بنابراین ارزش یکسانی دارند ، اهمیتی ندارد چه کسی دارنده آن است . در بازار مالی ، بر خلاف بازارهای دارائی های عینی ، قیمت دارائی ها براساس انتظار متوسط بازار ارزش آنه و نتایج سرمایه گذاری را تعیین می کند بدون توجه به اینکه چه کسی مالک آن است دارائی های مالی ، به معنی درست کلمه ، قیمت به فیمت  در هر زمان بدون هیچ محدودیت خاص از جانب اهداف تجاری فروخته می شود و جریانات نقدی آتی مورد انتظار آنها به ازای قیمتی معادل با ارزش رایج بازار مبادله می شود . اگر دارائی های شرکتی را به این دو گروه تقسیم کنیم و بدهی های مالی را به عنوان دارائی های مالی منفی فرض کنیم ، ارزش شرکت ( ارزش سرمایه شرکت ) مجموع قیمت بازار از دارائی های خالص مالی به اضافه ارزش خاص دارائی های عملیاتی غیر مالی است . بنابراین سود شرکت که بصورت افزایش در ارزش سرمایه تعریف شد با اضافه کردن  تغییرات خالص در ارزش دارائی های هر گروه اندازه گیری می شود طبق این مفهوم سود شامل تغییرات قیمت بازار برای دارائی های مالی است و تغییرات قیمت بازار به اضافه سر قفلی دارائی های غیر مالی . این مفهوم سود اقتصادی براساس بر آورد ارزش دارائی ها است اگر سنجش سود برای اهداف حسابداری براساس این مفهوم می بود ، سود جامع شامل تمامی این عناصر می گشت . البته همانطور که دربخش قبل گفتیم ، حتی در تلاشهای اخیر استانداردهای حسابداری برای توسعه حوزه سود قابل تشخیص ، توجه کمی به افزایش ارزش دارائی تحقق نیافته دارائی های عملیاتی مالی مبذول شده است  تخصیص سود بر اساس تغییرات در ارزش عادلانه در واقع محدود به دارائی های مالی است یعنی حسابداری شرکت بر اساس یک مفهوم در آمد متفاوت از سود اقتصادی توصیف شده است . در بخش بعد به تفصیل به این نکته می پردازیم .

مطالب مشابه

سود تحقق یافته و تغییرات در قیمت بازار دارائی های مالی

سود اندازه گیری شده در حسابداری (عواید یا سود خالص...

Theme Settings